معرفی کتاب علل سقوط و فرو پاشی حکومت مسلمین در اندلس
نویسنده :دکتر محمدرضا شهیدی پاک
انتشارات: نشر علویون
مبحث :تاریخ –اندلس
مبحث : تحلیل علل فرهنگی سقوط تمدن اسلامی اندلس
محور :علل نظامی، سیاسی ،اجتماعی تروریسم روانی، استشراقی، اقتصادی ،اخلاقی سقوط اندلس
مسئله :بازپس گیری اندلس، پارادایم سقوط
ارزیابی نظری علل سقوط اندلس
امروزه اندلس نشانه ای است که دارای اپیستمیته تاثیر بر اذهان و فرهنگ عمومی است. اندلس وفتح و سقوط آن سه نماد و نشانه در واژگان تاریخی سیاسی اجتماعی ملل اسلامی مسیحی و یهودی است که در حافظه تاریخ همواره در حال باز سازی و تاثیر متفاوت است. در پارادایم زبان شناسی اکنون جایی به نام اندلس وجود ندارد که این واژه بر آن دلالت کند و گویا خیال پردازی و رویا است. اما این واژه و دو همراه آن فتح و سقوط در زبان شناسی تفسیری، حامل بار معنایی و دلالتی بسیاری است و نوعی نشانه با بازده سیاسی است که ذهن مفسران بسیاری را در شرق و غرب جهان اسیر کرده است. در حا فظه ملل مسیحی با عنوان بازپس گیری ذکر شده است و در اگاهی و شناخت ملل مسلمان با واژه سقوط اندلس امده است. برای هریک از این دو ملت نمادی متفاوت از شجاعت و اراده و وحدت و تفرقه و نتایج آن است. در بیان سیاستمداران این واژه در روز جاری بارها برای بیان وضعیت اجتماعی و نظامی خاورمیانه به کار رفته است زیرا این واژه هنوز زنده است و دلالت معنایی در انتقال بسیاری از مفاهیم سیاسی برای مسلمانان است. که در زمان حاضره فروپاشی و سقوط شهرها را ملاحظه می کنند. پژوهش حاضر سقوط اندلس را به عنوان نماد و نشانه قابل تحلیل و تفسیر های متفاوت که فضا های ذهنی مختلف در نقاط مختلف دنیا و بین افراد ایجاد می کند مرور کرده است. پژوهش نشانه سقوط اندلس را در آیینه علل و اسباب زمینه ساز آن که در متون معاصر سقوط امده است، دسته بندی و تالیف و تحلیل نموده است.
2- ضرورت مرور علل سقوط:
محققان همواره این سوال را مطرح می کنند چرا سلطه اسلام در قسطنطنیه و سایر مناطق مفتوحه باقی ماند ولی در اندلس پس از هشت قرن از بین رفت. این سوال نیازمند مرور در قالب بیان علل این سقوط است مجموعه ای از دلایل فرهنگی – اخلاقی – مذهبی – سیاسی – نظامی – روانی – اقتصادی چون شبکه ای به هم پیوسته به تدریج سقوط اندلس را فراهم ساختند. پیشینه پژوهش این است که علل سقوط اندلس در بخش انتهایی از کتاب تاریخ تحلیلی اندلس (1389) امده است که اکنون با باز نگری و اصلاحات به صورت کتاب مستقلی عرضه شده است. نهادینه شدن نظامی گری امویان، همکاری دوجانبه مولدان و اسالمه و افرادی که به ظاهر با مسلمانان بودند، مانند همکاری و ارتباط السید با ملوک الطوایف و مسیحیان اندلس، بازده گسترده شرق شناسی، سقوط اخلاقی و فرهنگی جوامع اندلسی، جنگ داخلی وصلیبی در ایبری، و بازپس گیری صلیبی اندلس، شکل گیری سه دوره ملوک الطوایف ونزاع خانوادگی شاهزادگان بنی نصر وترور یک رهبر مرینی رهبر دولتی که سازمان خاص هدایت جنگ در اندلس را تاسیس کرده بود و به عهد ه داشت، حادثه ای کوچک است در یک مقطع زمانی کوتاه رخ داد اما آثار بسیار بزرگ در تمهید سقوط اندلس و سنگین شدن وزنه قدرت در مدیترانه به نفع دول مسیحی شمال اندلس که در کار بازپس گیری بودند، داشت. نقش یهود در این ترور که بدست یک یهودی صورت گرفت و دنیای مدیترانه را به هم ریخت لذا ذهن درگیر نقش یهود در سقوط اندلس شده است. تاریخ نشان داده است که فعالیت تروریسم در تعیین رژیم مدیترانه شرقی و غربی نقش اساسی داشته است کاری که دولت هانتوانستند انجام دهند……
برچسب:
نویسنده: پرهام قنبری